فناوری و دیجیتال مارکتینگ

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
" پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – مبحث سوم : نقش دولت اسلامی در فرهنگ – 8 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

مبحث سوم : نقش دولت اسلامی در فرهنگ

 

دولت دینی از انواع دولت است که شالوده ی آن بر اساس ایمان است. دولت اسلامی، دولتی دینی است که ارزش ها و اصول خود را از دین اسلام می‌گیرد و دولتی است که حافظ و مجری شریعت و آموزه های اسلامی در جامعه است. در نظام اسلامی حکومت در چارچوب دستورات الهی عمل می‌کند. لذا در این مبحث سعی شده است نقش دولت دینی در عرصه ی فرهنگ و مبانی دخالت آن در این عرصه و اهداف و وظایف آن،بررسی شود.

 

گفتار نخست : مفهوم دولت دینی

 

دولت دینی سیمای عمومی منحصر به فردی دارد و نوع خاصی از انواع دولت است که بنا به تعریف، حاکمیت از آن خدا و شریعت است و از این حیث حکومت و حاکمان سهمی از قداست و معنویت دارند. «دولت دینی با دولت های سکولار و ایدئولوژیک تفاوت دارد.دولت دینی، دولتی است که در آن، ساخت عمومی قدرت سیاسی و یا حداقل شرایط حاکمان، از طریق معیارهای ملحوظ در نصوص دینی تعریف می شود. این اندیشه دقیقا مخالف دولت سکولار است که در اساس بر جدایی دین و سیاست استوار بوده و هر گونه مرجعیت دین در زندگی سیاسی را انکار می‌کند; البته اعتقاد به سکولاریسم در حوزه اندیشه سیاسی، هرگز ملازم با دین ستیزی و نفی دین نیست، بلکه معیار سکولار بودن پای بندی به استقلال عقل آدمی در شناخت پدیده ها و مصالح سیاسی است.

 

دولت دینی، برخلاف دولت ایدئولوژیک، تنها یک روایت ندارد، بلکه با تکیه بر ضرورت و آزادی اجتهاد، راه را برای طرح تفسیرهای مختلف درون دینی (درون مذهبی)، در خصوص خط مشی های زندگی سیاسی باز می‌گذارد. در دولت های ایدئولوژیک، تنها یک نظریه و روایت به طور رسمی پذیرفته شده و بقیه تفسیرها به مثابه تفسیرهای غلط و آشفته به حاشیه رانده می‌شوند. بر عکس، در دولت دینی، به ویژه در شیعه، به مسئله خطا در استنباط احکام سیاسی و مجاری ورود خطا به ذهن و معرفت اجتهادی توجه می شود. دولت ایدئولوژیک، آرا و افکار رقیب را نه از جنس اندیشه، بلکه ناشی از اغراض شیطانی می پندارد; در حالی که در دولت دینی نه تنها تنوع آرا و اجتهادهای مختلف رسمیت و اصالت دارد، بلکه اعتبار هر تفسیر و نظر، تنها به «عیار استدلال »، سنجیده می شود. بدین سان، در دولت دینی دوام هر اندیشه و رایی به قوام دلیل آن است.

 

دولت دینی بر بنیاد خطا پذیری هر گونه آرای اجتهادی استوار است. لیکن دولت های ایدئولوژیک دچار توهم استغنا بوده و چنین می پندارد که حقیقت نهایی را در دست دارد. دولت ایدئولوژیک برای خود کمالی را قائل است که دیگران را فاقد آن می‌داند و همین پندار کمال ، راه داد و ستد معقول میان او و دیگران را می بندد، و آرمان های دیگران را به چشم تحقیر می نگرد. به هر حال، هر چند که دولت های دینی نیز به اندازه دولت های سکولار و بشری، امکان و استعداد آن را دارند که تحت شرایطی تمایلات ایدئولوژیک نشان داده و به دولت ایدئولوژیک بدل شوند، لیکن دولت دینی آرمانی که دین،پایه و داور است، علی الاصول با دولت ایدئولوژیک مشابهتی ندارد. [۵۷]»

 

دولت دینی – اسلامی، بدین سان، دولتی اعتقادی است که شالوده و سیمای آن هاله ای از عقیده و ایمان دارد.دولت اسلامی، دولتی دینی است که ارزش ها و اصول خود را از دین اسلام می‌گیرد; لیکن دینی بودن دولت اسلامی، هرگز به معنای ایدئولوژیک بودن آن نیست، زیرا هر چند که دولت های دینی نیز همانند دولت های غیردینی، ممکن است در شرایط زمانی و مکانی ویژه ای گرایش های ایدئولوژیک نشان دهند، اما اصولا مقوله دین بسیار گسترده تر و فربه تر از ایدئولوژی هاست.

 

چنان که گذشت، دولت اسلامی دولتی دینی است و معیار دینی بودن یک دولت نیز استناد به دین و پذیرش مرجعیت دین در زندگی سیاسی است.دولت دینی به خودی خود گویای آن نیست که اسلام، مسلمانان و یا عالمان اسلام چه نقشی در دولت دارند. همین ابهام موجب شده است که تفاسیر و تحلیل های متفاوتی از دولت اسلامی ارائه شود که هر یک از آن ها، در واقع، نظریه ای درباره نظام سیاسی در اسلام هستند.

 

در این جا به برخی از این برداشت ها اشاره می‌کنیم:

 

۱- «دولت اسلامی، یعنی دولت در جوامع اسلامی:

 

این تعریف، بدون آن که هر گونه پرسشی درباره نسبت دین و دولت در اندیشه اسلامی طرح کند، دولت اسلامی را دولتی معرفی می‌کند که در جغرافیای زندگی مسلمانان تشکیل شده است. این برداشت که ملهم از مطالعات مربوط به جغرافیای انسانی – سیاسی است، یکی از رایج ترین تعریف ها از دولت اسلامی است و امروزه پایه بسیاری از تشکل ها و نهادهای بین‌المللی، از جمله سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه بین المجالس کشورهای اسلامی و بانک بین‌المللی اسلامی است.

 

۲- دولت اسلامی، دولتی است که حافظ و مجری شریعت و آموزه های اسلامی در جامعه است. این تعریف نیز همانند تعریف نخست، بدون آن که داوری خاصی درباره ماهیت قدرت و ساختار درونی دولت اسلامی داشته باشد، به دولت نگاهی ابزاری دارد. تفاوت این تلقی با برداشت نخست ،در این است که به صرف وجود یک دولت در جامعه اسلامی، چنین دولتی را مصداق دولت اسلامی نمی داند، بلکه با توجه به شرط اجرا یا عدم اجرای شریعت توسط دولت ها، آن ها را به دولت های اسلامی و غیر اسلامی،یا مشروع و نامشروع،تقسیم و داوری می‌کند.
در این اندیشه، دولت اسلامی بدون آن که ریشه در وحی اسلامی داشته باشد، پدیده ای تاریخی است که در نتیجه تلاقی نیروها و مواجهه ی مسلمانان با دیگر ملت ها، در درون جامعه اسلامی زاده و ظاهر شده است; اسلام هیچ گاه نه به دولت اندیشیده و نه تشکیل دولت از مشاغل و دغدغه های اصلی آن بوده است; لیکن ظهور دولت، بی تردید، از نتایج جانبی و گریزناپذیر آن بوده است.

 

۳- دولت اسلامی، دولتی است که فرمانروایان آن، شرایط و اختیارات خاصی دارند که در نصوص دینی ارائه شده است. شرط قریشی بودن خلیفه در نظریه های قدیم اهل سنت، و نیز شرط های اجتهاد و عدالت حاکم در برخی اندیشه‌های جدید شیعه، از نمونه های بارز این تفسیر است. نظریه های قدیم اهل سنت، با مشروط کردن خلیفه به شرایط خاص، شیوه استقرار حاکم اسلامی را،یا کلا به عهده مردم هر زمانه نهاده اند و یا با تجویز مشروعیت الگوهای هم عرضی چون الگوی نصب، انتخاب و غلبه، گزینش نهایی یکی از شیوه های فوق را امری تخییری و به اختیار مردم گذاشته اند.

 

همچنین، نظریه ولایت انتخابی فقیهان در اندیشه‌های متاخر شیعه نیز، ضمن آن که اجتهاد و فقاهت را شرط اصلی حاکم می‌داند، شیوه استقرار حاکم را امری عقلایی دانسته و از این حیث به تجویز شیوه انتخاب، به عنوان یکی از مناسب ترین طرق ممکن در شرایط امروز می پردازد. اینان براین باورند که دولت اسلامی، دولتی است که ارزش ها و حتی شرایط حاکمان را از دین و روش های مملکت داری را از علم و تجربه، اقتباس می‌کند.

“

نظر دهید »
" طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – گفتار دوم : ویژگی های بیمه سرمایه گذاری برای مهریه – 9 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

هر گونه اقدامی که باعث تثبیت آینده مالی زنان و همچنین هر گونه حمایت اجتماعی از قبیل بیمه آتیه و خدمات تأمین اجتماعی که باعث مثبت نگاه کردن زن به آینده اش بشود قابل تقدیر می‌باشد.

 

جایی در یکی از مقالات خواندم برای فردی که زندگی مشترک را با اشتباهات و تقصیر خود بهم می زند تدابیر بازدارنده اندیشیده شود و او مجبور باشد تا خسارت هایی را پرداخت کند که فکر می کنم طرح بسیار جالبی بود البته من وارد این بحث نمی شوم ، ولی درست نیست که با شرایط حال حاضر قانون ، مرد جرئت طلاق دادن نداشته باشد و زن با بروز کمترین مشکلات به ادعای طلبکار بودن و وجود رابطه مالی با تراز مثبتی ککه با مرد برقرار کرده و مقدمات از هم پاشیده شدن زندگی را فراهم کند.

 

در حالی که شایست است محاکم با متخلف ومقصر برخورد کنند ، ولی با توجه به کثرت مراجعین صرفأ فرصت پرداختن به طلبکاریها و بدهکاری ها باقی مانده است.

 

در حالی که مهریه های سنگین خود مقدمه ای برای ناسازگاری کردن زن هم می‌تواند باشد ، قانون نباید از ابتدا اجازه دهد این آسیب از ابتدا دامان خانواده ها را بگیرد . جامعه توسعه پیدا کرده و مردم مادی تر شده اند ، اقوام مختلف با تفاوت‌های فرهنگی مختلف در هم ادغام شده اند و در شهر های بزرگ با هم زندگی می‌کنند و معمولا از گفتن حقایق و واقعیات زندگی و مشکلات خود خودداری می‌کنند و همه این ها مقدمات بروز مشکلات و عدم تفاهم را تسهیل ‌کرده‌است . و دیگر عاقلانه نیست نزدیک درختی که هنوز محکم نشده و پا نگرفته یک آتش هم روشن کنیم.

 

‌بنابرین‏ می تون از طرح های مختلفی استفاده کرد که عبارتند از :

 

طرح پرداخت مهریه در ابتدای عقد و از اول متناسب با دارائیهای مرد.

 

طرح بیمه مهریه که به ‌عنوان مثال زن ده درصد مهریه خود را به حساب بیمه بریزد تا بتواند از خدمات بیمه استفاده کرده و متوسل به دادگاه برای مهریه نشود.

 

طرح جریمه برای فرد متخلف که باعث ایجاد مشکلات در زندگی مشترک شده .

 

طرح وضع مالیات ده درصدی بر مهریه که زن به ازای میزان مهریه خود که از مرد می‌گیرد موظف باشد ده درصد را هنگام عقد به حساب دولت واریز نماید.

 

مخصوصأ این طرح آخر که بسیار مؤثر می‌باشد و باعث می شود که فردی که برای تهیه نان شب خود امکانات کافی ندارد ، مهریه سنگین را قبول ننماید و هرکس که دارد و می‌تواند طبق قانون و شرع برود هزار سکه آزادن مهریه کند و همان روز عقد فیش بانکی پرداخت مبلغ ده درصد صد سکه طلا حواله به خزانه دولت ضمیمه مدارک شود و شرع هم هیچ مخالفتی ندارد ، از زمان‌های قدیم هم بوده که بعضی‌ها از بزرگان و اغنیا هدایای بزرگ می‌دادند ، ولی دیگر امثال بنده به مهریه های سنگین فکر نمی کنند. بزودی خواهید دید در تعیین ‌مهریه‌ها به پنج تن و چهارده معصوم اکتفا می شود و کسی دیگر بسراغ یکصدو بیست و چهار هزار پیامبر نمی رود !

 

در این وضعیت کسی برای کسب و کار به دادگاه مراجعه نمیکند و تنها افرادی به دادگاه می‌روند که واقعا نمی توانند باهم زندگی کنند و مشکلات جدی دارند و با توجه به کسر مراجعات برای خواسته های مالی ، دادگاه ها بهتر به مشکلات رسیدگی کرده و در ایجاد عدالت و رفع مشکلات زوجها فرصت بیشتری داشته و سرعت عملشان بیشتر خواهد شد.

 

گفتار دوم : ویژگی های بیمه سرمایه گذاری برای مهریه

 

قرارداد تشکیل سرمایه برای پرداخت مهر که بخی از شرکت های بیمه ایران با انتشار دفترچه های گوناگون از آن با نام بیمه مهریه یاد کرده‌اند دارای اوصاف ذیل می‌باشد:

 

۱-قراداد مالی است زیرا بیمه گذار و بیمه گر هردو درباره تبادل مال و ارزش مالی به توافق می‌رسند و اصل تراضی جنبه مالی دارد.

 

۲-این قرارداد نسبت به بیمه گر عهدی است ، زیرا به پرداخت سرمایه تعهد می‌کند ولی نسبت به بیمه گذار گاه تملیکی و گاه عهدی است.

 

۳-قرارداد نسبت به بیمه سرمایه گذار (بیمه گذار ) جایز و نسبت به شرکت بیمه (بیمه گر ) لازم است . زیرا بیمه گذاز مجبور به سرمایه گذاری نیست . ولی بیمه گر باید به تعهدات خود عمل کند و حق فسخ قرارداد بیمه را ندارد . در صورتی که قرارداد بیمه مهریه نسبت به بیمه گذار و بیمه گر لازم است چنان که عقود بیمه اصولأ نسبت به دو طرف قرارداد لازمند.

 

۴-این قرارداد الحاقی است ، در قراردادهای الحاقی تعهدات و شرایط قراردادی به وسیله یک طرف تعیین می شود و طرف دیگر در صورت تمایل ناگزیر است بدون چون وچرا شرایط از پیش تعیین شده را بپذیرد و آزادی او محدود به رد یا پذیرش قرارداد است و اختیاری در تغییر شرایط قرارداد ندارد.

 

مبتکر قراردادهای سرمایه گذاری برای پرداخت مهریه نیز شرکت های بیمه اند و شروط و تعهدات قراردادی را آن ها تعیین می‌کنند و بیمه گذاران قرارداد از پیش طراحی شده ملحق می‌شوند. گرچه بیمه مرکزی ایران به شرکت ها ی بیمه نظارت دارد و و شرایط عمومی قراردادهای بیمه را تعیین می‌کند ولی چون بیمه گذاران در تشکیل قرارداد نقش ضعیفی دارند ، قرارداد بیمه جنبه الحاقی دارد و همین امر گاهی موجب تحمیل شرایط ناخواسته و غیر منطقی برای بیمه گذاران می شود.

 

۵-قرارداد معوضی است: به ظاهر حق بیمه و سرمایه بیمه شده دو عوض این قرارداداست . برخی گفته اند تعهد دو رف یعنی تعهد به پرداخت حق بیمه و تحمل خطر ، که همیشه ثابت است خواه خطر محقق شود یا نه ، دو عوض قرارداد بیمه است ولی عقد معاوضی احتمالی است نه معین.[۵۸]

 

۶-مبتنی بر حسن نیت نیست: از آنجا که پاره ای از شرکت های بیمه ، بیمه مهریه را نوعی بیمه عمر و پس انداز تلقی می‌کنند[۵۹] و مبلغ بیمه شده در بیمه نامه تعیین می‌گردد و مانند بیمه های خسارت به وقوع حادثه ای موکول نمی شود، بیمه کردن بیش از مهریه یا کمتر از آن مطرح نیست و هر کس می‌تواند به اندازه توان مالی خود سرمایه گذاری کند .

 

حتی به گفته برخی از نویسندگان تعدد بیمه هم منع نشده و یک نفر می‌تواند چند بیمه نامه عمر از یک یا چند بیمه گر خریداری کند ولی بیمه گران برای پیشگیری بعضی بیمه گذاران و برآورد صحیح خطر ، اعلام سرمایه های بیمه نامه های متعدد قبلی بیمه شده را در برگ پیشنهاد و انعقاد قرارداد جدید بیمه عمر یا حوادث به بیمه گذار تحمیل کرده‌اند.[۶۰] ولی بیمه مهری که عین معین است مانند بیمه آتش سوزی و حوادث شخصی و نیز بیمه محض مبتنی بر حسن نیت است.[۶۱]

 

۷-بیمه عقد رضایی است : عقد بیمه مانند هر عقد رضایی با قصد انشاء بیمه گذار و بیمه گر تشکیل می شود . ولی برای اثبات عقد باید به صورت نوشته در آید (مستفاد از ماده ۲ قانون بیمه ) . برخی عقد بیمه را از عقود تشریفاتی دانسته اند.[۶۲]

“

نظر دهید »
" پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | . – 8 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

    1. . Cannon ↑

    “

     

    ‌بنابرین‏ هتک حیثیت و حرمت اشخاص به هر شکلی که باشد ممنوع بوده و حسب مورد مستوجب مجازات خواهد بود .[۳] و در کنار این اصول از قانون اساسی قانون‌گذار را در موارد متعددی ناچار ‌کرده‌است که به جرم انگاری مواردتعرض به حقوق و حیثیت افراد اقدام نمایند و علاوه بر تعیین مجازات ، متعرض به حیثیت را ملزم به جبران خسارت دانسته است .[۴]

     

    از آنجایی که حل و فصل دعاوی اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه دعاوی کیفری و مدنی با محاکم قضایی در دادگستری می‌باشد و ممکن است که اشخاص بی گناهی دستگیر و بازداشت گردند و یا حتی محاکمه و زندانی شوند و بعداً بی گناهی ایشان به اثبات برسد و از این رهگذر زیان‌های مادی و معنوی به آنان وارد گردد که در این جاست که چگونگی جبران این خسارت نمود پیدا می‌کند و از این جهت در اصل ۱۷۱ قانون اساسی مقرر شده: « هرگاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر ، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت جبران می شود و در هر حال از متهم اعاده حیثیت می‌گردد ».

     

    اعاده حیثیت در معنی خاص یک نهاد حقوقی است که در حقوق جزای عرفی سبب زوال آثار محکومیت کیفری می‌گردد . اعاده حیثیت در اینجا مفهوم خاصی دارد . ‌به این معنی که بعد از زمان مشخصی که از سپری شدن دوران محکومیت یا اجرای مجازات محکوم علیه منقضی شود و در طی آن مدت شخص مجدداً مرتکب جرم دیگری نشود و اقدام به اصلاح رفتار خویش بنمایدمشاهده این وضعیت از طرف محکوم علیه به منزله تنبه و ندامت تلقی می‌گردد و ‌به این جهت سوابق محکومیت از سجل کیفری او حذف می‌گردد و در اینجا اهلیت و صلاحیت حقوقی و اعتباری که شخص با ارتکاب جرم و محکومیت کیفری آن را از دست داده است مجدداً به محکوم علیه برگردانده می شود .به عبارت دیگر از آنجایی که مهم ترین هدف جامعه از اجرای قوانین و مقررات جزایی و مجازات مجرمین تنبیه و اصلاح آن ها‌ است و اکثر افرادی که در جامعه بنا به عللی دچار گمراهی و مرتکب اعمال مجرمانه می‌گردند ، پس از تحمل دوران محکومیت تحت تأثیر پشیمانی و ندامت قرار می گیرند و پس از آزادی از قید و بندی که مجازات برای آنان در نظر گرفته است زمینه حضور آنان مجدداً در جامعه فراهم می شود . بنا بر این زدودن برچسب‌های مجرمانه و علائم طرد آن ها از جامعه ضروری است تا صلاحیت ها و اهلیت های حقوقی ایشان باز گردانده شود . اعاده حیثیت در این معنی به طور کلی موجب از بین رفتن محرومیت هایی است که بواسطه ارتکاب جرم به حکم قانون بر فرد تحمیل شده است .

     

    از واژه اعاده حیثیت در حقوق داخلی و مجموعه قوانین و مقررات مصوب تعریف جامع و کاملی ارائه نشده است . در قانون مجازات عمومی اسبق در مواد ۵۶ تا ۵۹ از اعاده حیثیت بحث شده بود که مقررات این قانون در قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲ با تغییراتی در مواد ۵۷ و ۵۸ تدوین گردیده بود لیکن از اعاده حیثیت که به دو صورت قانونی و قضایی در نظام های حقوقی معاصر بروز یافته است تعریفی نشده است و یک نوع از اعاده حیثیت و یا به عبارت بهتر اعاده اعتبار در قانون تجارت نیز وجود دارد که در باب سیزدهم قانون مذکور و درخصوص تاجر ورشکسته مطرح شده است و ورشکستگی تاجر باعث سلب اعتبار از او شده است و این اعتبار اعاده نمی شود مگر به حکم دادگاه و با شرایطی که قانون معین می‌کند که یکی از شرایط حصول اعاده حیثیت جزایی است.[۵]

     

    به کارگیری واژه اعاده حیثیت در نگارش قوانین سبب شده است با توجه به مقرراتی که در مواد ۵۷ و ۵۸ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲وقانون سابق وجود داشت برخی از علمای حقوق آن را چنین تعریف کنند: « اعاده حیثیت عبارت است از بازگشت به اهلیتی که شخص به جهتی آن را از دست داده است اعاده حیثیت از طریق محو مجازات و آثار محکومیت کیفری محقق می شود»( جعفری لنگرودی ۱۳۷۰ ، ۵۹ )

     

    در تعریف دیگری آمده است «اعاده حیثیت عبارت است از حذف محکومیت جزایی محکوم علیه از سجل قضایی او به منظور رفع برخی از محرومیت هایی که وی به عنوان مجازات تبعی به آن ها محکوم شده است»( هدایتی ۱۳۴۲ ، ۱۹۱). و همچنین آقای استفانی و لواسور در کتاب حقوق جزای عمومی می نویسند: «وضعیت قانونی شخص که در اثر ارتکاب جرم آن را از دست داده بود اعاده می‌گردد و چنین شخصی از جمله اشخاص سابقه دار خارج شده و در صورت ارتکاب مجدد جرم احکام تکرار جرم ‌در مورد او اعمال نخواهد شد»( استفانی گاستون و دیگران ۱۳۷۷، ۵۳۲ )

     

    در تعاریف ارائه شده از اعاده حیثیت آقای دکتر هدایتی به رفع برخی از محرومیتها اشاره دارد و این در حالی است که یکی از آثار مهم محکومیت کیفری قرار دادن مجرم در زمره اشخاص سابقه دار می‌باشد و در تعریف آقای استفانی و لواسور این موضوع آمده است و نتیجه اعاده حیثیت که همان خروج از جرگه اشخاص سابقه دار می‌باشد و عدم شمول مقررات تکرار جرم درخصوص چنین اشخاصی منظور و لحاظ شده است.

     

    از تعاریف مذکور به نظر می‌رسد آنچه از نظر محکوم علیه مهم است عدم درج نام وی در دفتر سجل قضایی است چراکه درج نام وی موجبات بروز محرومیت ها و ممنوعیت هایی به خاطر حکم محکومیت است و در صورت محو چنین سابقه ای از سجل قضایی حیثیت او مشابه حیثیت سایر افراد جامعه می‌گردد و تمامی صلاحیت و اهلیت از دست رفته خود را باز می‌یابد و از شمول مقررات تکرار جرم در صورت ارتکاب جرم مجدد خارج خواهد شد.

     

    بدیهی است تعاریفی که از اعاده حیثیت اراده شده تعاریف جامعی نیست و اتکاء به یک مفهوم بدون توجه به مفهومی دیگر ما را از دست یابی به تعریفی جامع باز می‌دارد باید توجه داشت که مفهوم اعاده حیثیت از مفاهیم عامی است که در نزد حقوق دانان و عموم اعضای جامعه روشن و بدیهی است و تعاریفی که از ناحیه حقوق ‌دانان ارائه شده است بیشتر ناظر به دستیابی به انواع موارد و مصادیق و آثار آن است و این ترکیب در اغلب نوشته های حقوقی و قضایی و در متن قوانین با همین ترکیب به کار رفته و مصطلح شده است . با الهام از تعاریف ارائه شده می توان اعاده حیثیت را این گونه تعریف کرد : اعاده حیثیت یعنی حذف محکومیت جزایی محکوم علیه و آثار آن از سجل قضایی او .که این تعریف دربرگیرنده رفع کلیه آثار محکومیت از جمله محرومیت های از حقوق اجتماعی و فقدان سابقه در تکرار جرم خواهد بود .

     

    از مقایسه مفهوم اصطلاحی اعاده حیثیت در معنای عام و خاص آن می توان به تفاوت هایی دست یافت:

     

    ۱ـ در مفهوم عام عامل و سبب هتک حیثیت اشخاص ناشی از عمل و اقدامات افراد دیگری است که شخصاً خود فرد در آن دخالتی ندارد ، در حالی که در اعاده حیثیت در معنی خاص هتک حیثیت به دنبال اقدام خود شخص که غالباً به صورت مجرمانه محقق شده است ، حیثیت شخص مورد خدشه قرار گرفته است .

    “

 

    1. . fight & flight ↑

 

    1. . thalamus ↑

 

    1. . hypothalamus ↑

 

    1. . pituitary gland ↑

 

    1. . adrenaline ↑

 

    1. . duration ↑

 

    1. . rapidity of onest ↑

 

    1. . Linkage (spread) ↑

 

    1. . threat ↑

 

    1. . loss ↑

 

    1. . challenge ↑

 

    1. . nail bitting ↑

 

    1. . mannerism ↑

 

    1. . Tucker-Ladd ↑

 

    1. . Hebb ↑

 

    1. . classical ↑

 

    1. . operational ↑

 

    1. . observational ↑

 

    1. . little Albert ↑

 

    1. . Davey ↑

 

    1. . distorted ↑

 

    1. . attitude ↑

 

    1. . traits ↑

 

    1. . temperament ↑

 

    1. . Cassel ↑

 

    1. . Victor & Ganster ↑

 

    1. . Lynch ↑

 

    1. . die prematurely ↑

 

    1. . Friedman & Rosenmahn ↑

 

    1. . intense of time urgency ↑

 

    1. . Claridge ↑

 

    1. . Selye ↑

 

    1. . alarm reaction ↑

 

    1. . resistance ↑

 

    1. . exhastion ↑

 

    1. . eustress ↑

 

    1. . distress ↑

 

    1. . Sample, Reid & Miller ↑

 

    1. . linden ↑

 

    1. . Murdock ↑

 

    1. . Byron ↑

 

    1. . Alxander ↑

 

    1. . Tibetan Book of the Dead ↑

 

    1. . Fromm ↑

 

    1. . Hornay ↑

 

    1. . Zen ↑

 

    1. . Thought without a Thinker ↑

 

    1. . Dass ↑

 

    1. . Be Here Now ↑

 

    1. . Boccio ↑

 

    1. . Hartranft ↑

 

    1. . Khanna ↑

 

    1. . Greeson ↑

 

    1. . Benson ↑

 

    1. . Smith ↑

 

    1. . Concentration ↑

 

    1. . Arch ↑

 

    1. . Vollestad,Sivertsen,Nielsen ↑

 

    1. . Herbert ↑

 

    1. . Forman ↑

 

    1. . Frank & Frank ↑

 

    1. . Segal & Williams ↑

 

    1. . Baer, Carmody, Hunsinger ↑

 

    1. . Hayes, Luoma, Bond ↑

 

    1. . Grossman ↑

 

    1. . Niemann ↑

 

    1. . Schmidt ↑

 

    1. . Walach ↑

 

    1. . Carlson, Ursulia, Goodey, Angen & Speca ↑

 

    1. . Ryan ↑

 

    1. . Brown ↑

 

    1. . Robins ↑

 

    1. . Baer ↑

 

    1. . Borkovec ↑

 

    1. . Bohlmeijer ↑

 

    1. . Rosenzweig, Greeson, Reibel, Green, Jasser, & Beasley, ↑

 

    1. . Hofmann, Asnaani ↑

 

    1. . Boettcher ↑

 

    1. . Just Thought ↑

 

    1. . Dysfunctional ↑

 

    1. . Emotional Distress ↑

 

    1. . Segal, Williams, Ridgeway, Soulsby, Lau ↑

 

    1. . Orsillo ↑

 

    1. . Roemer ↑

 

    1. . Didonna ↑

 

    1. . Barnard ↑

 

    1. . Third.Wave ↑

 

    1. . Meditation ↑

 

    1. . Ost ↑

 

    1. . Segal, Williams, Teasdel ↑

 

    1. . Marsha Linehan ↑

 

    1. . Rygh ↑

 

    1. . Sanderson ↑

 

    1. . Barnhofer, Crane, Hargus, Amarasinghe, Winder, Williams ↑

 

    1. . Arch & Ayers ↑

 

    1. . Grosman, Tiefenthaler-Gilmer, Raysz, kesper ↑

 

    1. . Matousek, Dobkin, Pruessner ↑

 

    1. . Leinehan ↑

 

    1. . doing mode ↑

 

    1. . Being mode ↑

 

    1. . Segal ↑

 

    1. . Jain, Shapiro, Swanick, Roesch & Mills ↑

 

    1. . Farb, Segal, Mayberg, Beam & Mckeon ↑

 

    1. . Davidson ↑

 

    1. . Davidson, Kabat Zinn, Schumacher, Rosenkranz & Muller ↑

 

    1. . Goleman & Schwartz ↑

 

    1. . Lazar, Kerr, Wasserman, Gray & Greve ↑

 

    1. . Goldstein ↑

 

    1. . Transcendental Meditation ↑

 

    1. . Bare attention ↑

 

    1. . Choiceless Awareness ↑

 

    1. . Kostanski & Criag Hassed ↑

 

    1. . Bishap, Lau, Shapiro, Carlson & Anderson ↑

 

    1. . Wilson & Murrell ↑

 

    1. . Brown & Ryan ↑

 

    1. . Roemer & Orsillo ↑

 

    1. . Cave & Sellner ↑

 

    1. . Ekman, Saron, Senulis & Friesen ↑

 

    1. . Lutz, Greischar, Rawlings & Ricard ↑

 

    1. . Taylor & Lyberzen ↑

 

    1. . Tang & Posne ↑

 

    1. . Sauer, Lynch, Walach & Kohls ↑

 

    1. . Anterior Cingulate Cortex ↑

 

    1. . Subgenual ↑

 

    1. . Adjacent Ventral ↑

 

    1. . Left Insula ↑

 

    1. . Occipital Lobule ↑

 

    1. . Right Posterior Cingulate Cortex ↑

 

    1. . Right Precuneus ↑

 

    1. . Subcortical Structures of The Putamen ↑

 

    1. . Caudate ↑

 

    1. . Bush & Luu ↑

 

    1. . Lazar ↑

 

    1. . Hölzel ↑

 

    1. . left inferior temporal gyrus ↑

 

    1. . Lutz, Slagter, Dunne ↑

 

    1. . Fresco, Segal, Buis & Kennedy ↑

 

    1. . Treatment As Usual ↑

 

    1. . Coelho, Canter & Ernest ↑

 

    1. . Lau & McMain ↑

 

    1. .Cognitive Behavioral Therapy (CBT) ↑

 

    1. .Rational Emotional Therapy (RET) ↑

 

    1. .Elise ↑

 

    1. .Feeling Good ↑

 

    1. . National Association of Cognitive-Behavioral Therapists (NACBT) ↑

 

    1. .CT ↑

 

    1. . Ayers ↑

 

    1. . Royal College of Psychiatrists ↑

 

    1. .Albert Ellis ↑

 

    1. .Donald Meichenbaum ↑

 

    1. .Arnold Lazarus ↑

 

“

نظر دهید »
" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۱-۹٫ تعریف­های مختلف در مورد نفوذاجتماعی – 4 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

نفوذ اجتماعی وعلوم سیاسی

 

وبر [۲۹]سیاست را مجموعه کوشش­هایی می­داند که منظور شرکت در قدرت به کار می­رود، و یک امر سیاسی به عقیده وی مربوط به تقسیم، حذف یا انتقال قدرت است. اگر سیاست تلاش برای کسب قدرت است و ماهیت آن را قدرت تشکیل می­دهد.پس حوزه مطالعه سیاست، که به علوم سیاسی معروف است، مطالعه قدرت ‌می‌باشد. علوم سیاسی بیشترین تأکید خود را برای کشف روابط قدرت در نهادهای سیاسی می­ گذارد.آیزاک بر آن است که تعاریف موجود درباره سیاست را میتوان به یکی از دو طبقه زیر فروکاست: «سیاست » معادل با « حکومت»، «حکومت قانون» یا « دولت» و دیگری «قدرت»، «اقتدار» و یا «تضاد». مفهوم نفوذ اجتماعی هم به عنوان شکلی از قدرت، اصطلاح قدرت و یا روابط قدرت وارد حوزه­ علوم سیاسی ‌و مباحث قدرت و یا روابط قدرت وارده حوزه­ علوم سیاسی ‌و مباحث قدرت می­ شود و به عنوان یک مفهوم مربوط به قدرت مورد بحث قرار ‌می‌گیرد. با این توضیح که بر خلاف روانشناسی اجتماعی، که تأکید فراوانی بر روی مفهوم قدرت- و از آن با عنوان نفوذ یا نفوذ اجتماعی سود می­جویند بیشتر در شکل ابزار قدرت یا مفهومی جایگزین آن است. توجه علوم سیاسی علاوه بر قدرت، که مفهوم اساسی این رشته مطالعاتی است، بیش­تر بر مفاهیم اقتدار و زور است و تعریفی که از این دو مفهوم ارائه ‌می‌کنند هم مبتنی بر قدرت ‌می‌باشد: اقتدار قدرت مشروع است و زور قدرت عریان. اگر عناصر نفوذ اجتماعی را اجمالاً همین « توانایی»، «تأثیر گذاری» و « تغییر» دیگری بدانیم این عناصر همان عناصر اصلی تشکیل دهنده تعریف قدرت یا روابط قدرت هستند(دال[۳۰]، ۱۳۶۴: ۱۷۷).

 

طبقه بندی انواع تعریف از قدرت

 

مفاهیم مطرح در علوم اجتماعی همواره از تعاریف و معانی گوناگون و متنوعی برخودار بوده ­اند. قدرت نیز مانند سایر مفاهیم مطرح در این حوزه از این ویژگی برخودار است. شاید بتوان ادعا کرد که مسأله تعریف مفهوم قدرت در علوم اجتماعی به معضل تبدیل شده است تا جایی که ده­ها کتاب برای تعریف و توضیح این مفهوم نگاشته شده است. از همین رو تعاریف موجود برای قدرت به ده­ها تعریف می­رسد. لذا برای شروع دیگر نمی­ توان از تعریف قدرت آغاز نمود بلکه باید به طبقه بندهای موجود از تعاریف قدرت اشاره کرد(لوکس[۳۱]،۱۳۷۵: ۱۶).

 

طبقه بندی موجود درباره قدرت عبارتنداز:

 

یکی از معروف­ترین طبقه بندی تعاریف قدرت از آن استیون لوکس است. لوکس در طبقه بندی نوشته­ های موجود درباره قدرت آن­ها را به سه طبقه­ی: یک، دو و سه بعدی تقسیم می­ کند و هیندس بعدها با الهام از لوکس این تقسیم بندی را کثرت گرایی، اصلاح گرایی ودیدگاه رادیکال نام می­ گذارد.

 

دیدگاه یک بعدی، یا کثرت گرایی، که با نام دال شناخته می­ شود بر اساس تعریفی که وی قدرت ارائه می­ کند: «الف تا آنجا بر ب قدرت دارد که بتواند ب را وادار به کاری کند که در غیر این صورت انجام نمی­داد». تعریف دال بر این نکته اشاره دارد که الف آنجا بر ب قدرت دارد که بتواند او را به کاری وادار کند. این به آن معنا است که در نظر دال،لااقل در این تعریف قدرت در رابطه معنا می­یابد؛ یعنی قدرت توانایی بالفعل شده است.

 

از دیدگاه دو بعدی، با انتقاد از دیدگاه دال وکثریت گرایان، که در صد بررسی وجوه انضمامی قدرت هستند، معتقد است نمی­ توان قدرت را به قدرت بالفعل، اعمال قدرت، محدود کرد بلکه این قدرت بالقوه است که ماهیت قدرت را تشکیل می­دهد.« قدرت مسلم، قدرت زمانی اعمال می­ شود که الف در تصمیم گیری‌های شرکت کند که بتواند (ب) را تحت تأثیر قرار دهد».

 

تمایز دیدگاه اول ودوم در این است که دیدگاه کثرت گرایی حوزه های قدرت را متثکر می بیند؛ لذا در فرایند تصمیم گیری، گروه ­های مختلف بر روی برنامه ­های متفاوت در گیر می­شوند و در صدد اعمال خواست خود بر دیگران هستند، همچنین می توان گفت دیدگاه دوبعدی نسبت به دیدگاه اول یک گام به جلو است،اما این دیدگاه هم از مشکلاتی رنج می­برد. دیدگاه دوم وجود منافع متضاد در جامعه را تشخیص می­دهد و گروه­هایی که از این منافع آگاه می­سازد(لوکس، ۱۳۷۵: ۴۵-۵۰).

 

روابط نفوذ اجتماعی با قدرت

 

دال معتقد است اصطلاح­های قدرت، که طیف وسیعی از روابط انسان­ها را در برمی­گیرد، مشتمل بر قدرت، نفوذ، اقتدار، اقناع، بازداشت، تحریک، فشار، اجبار، زور و غیره ‌می‌باشد پالمر[۳۲] معتقداست بسیاری از متفکران که به مبحث قدرت پرداخته­اند به خود زحمت تشخیص تفاوت بین نفوذ و قدرت را نداده­اند، با این وجود وی از میان آثار آنان یک طبقه بندی از تعاریف درباره نفوذ بیرون می­کشد:

 

(الف) قدرت و نفوذ هر دو یک چیزند- ظاهراًً تغییری در طرز تلقی و یا رفتار یک بازیگر، به عنوان نتیجه­ای از کنش متقابل بازیگر دیگر. (ب) نفوذ زمانی که توسط افرادی به کار برده می­ شود که فاقد اقتدار هستند، همان قدرت است.(پ) هرگاه تغییری در رفتار در جهت دلخواه فراهم می­ شود، قدرت توسط یک بازیگرنسبت به بازیگر دیگر اعمال می­گردد. در حال که نفوذ باید برای اینکه چنین تغییری را ارائه دهد در گرایش­ها تعدیل به وجود آورد و به توافقی بر سر اهداف بین دو بازیگر منجر شود. با الهام از طبقه بندی پالمر و با بهره گرفتن از معیار رابط قدرت با نفوذ ‌می‌توان یک طبقه بندی چهار وجهی از رابط نفوذ با قدرت ارائه نمود: الف) نفوذ و قدرت هر دو یک چیز هستند ب)قدرت پدیده­ای عام و نفوذ جزئی از آن است؛ نفوذ شکلی از قدرت پ) نفوذ پدیده­ای عام است که قدرت جزئی از آن محسوس می­ شود. ت)نفوذ هم در عرض قدرت است(سام دلیری، ۱۳۸۹: ۸۶).

 

۲-۱-۹٫ تعریف­های مختلف ‌در مورد نفوذاجتماعی

 

نفوذ اجتماعی کتشکل از دو بخش است Influenc در لغت به معنای نفوذ، تأیید، اعتبار، برتری و تفوق آمده است و Social به معنای اجتماعی، دسته جمعی و برگرفته از واژه Society به معنای وابسته به جامعه می ­آید.

 

پارسونز[۳۳] (۱۹۷۶) ماهیت نفوذ را « توانایی» می­داند و در تعریف نفوذ ‌به این نکته اشاره کرده و ‌می‌آورد « نفوذ، عبارت است از توانایی جلب هواداران، تأیید و تصدیق وفاداری دیگری از راه برانگیختن، لوین نفوذ را نیروی» یک شخص می­داند که فرد برای تحمیل تغییری در هدف اعمال می­ کند. تغییر شامل تغییر در رفتار، عقاید، گرایش­ها، اهداف، نیازها و ارزش­ها ‌می‌باشد.کانری واسمیت( ۲۰۰۷) نفوذ را «شیوه­ هایی که دیگران برعقاید، احساس­ها و رفتار یک نفر تأثیر می‌گذارند». تاپیا[۳۴]( ۱۳۷۹) نفوذ اجتماعی را « کنش و واکنش با دیگری» می­داند که در نتیجه­ی آن ادراک فرد از محیط زیست خود تغییر می­ کند(کریمی،۱۳۷۵: ۱۰۳).

 

لیزا راشوت نفوذ اجتماعی را به عنوان « تغییر در تفکرات یک فرد، احساس­ها، گرایش­ها یا رفتارها» وی می­داند که منتج از کنش متقابل فرد با فرد دیگر ‌می‌باشد (سام دلیری،۱۳۸۹: ۶۲).

“

نظر دهید »
" دانلود منابع پایان نامه ها | داونپورت و همکاران (۱۹۹۸) – 9 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

داونپورت و همکاران (۱۹۹۸) طی یک تحقیق اکتشافی ۳۱ روزه پروژه مدیریت دانش را در ۲۴ شرکت مورد بررسی قرار دادند آن ها در این تحقیق ۷ عامل را به عنوان عوامل موفقیت آمیز مشترک در پروژه های تحت مطالعه شناسایی کردند: حمایت مدیریت ارشد، وجود اهداف روشن در به کارگیری سیستم مدیریت دانش، فرهنگ دانش-محور، وجود کانال های چند گانه برای انتقال دانش، ایجاد انگیزه در استفاده کنندگان از مدیریت دانش، زیرساخت های مناسب سازمانی و فنی، ساختار دانشی استاندارد و قابل انعطاف .

 

پاولین و ماسو (۲۰۰۲) نیز با عنوان موانع و محرک های مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، حمایت مدیریت ارشد سازمان و فناوری اطلاعات را به عنوان اصلی ترین محرک های مدیریت دانش در سازمان ها معرفی کردند. بر اساس یافته های این تحقیق فرهنگ سازمانی، اصلی ترین نقش را در در اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش بر عهده دارد و چنانچه سازمان ها بخواهند به مدیریت دانش سازمانی بپردازند بایستی شیوه های مدیریتی منطبق با آن را اعمال نمایند تا مفاهیم مدیریت دانش در سطح سازمان تفهیم و عملیاتی شود و یکی از ملزومات این امر انعکاس مدیریت دانش در استراتژی های سازمانی است. به علاوه زیر ساخت های فناوری اطلاعات نیز به کارکنان در تبادل اطلاعات، دانش و تجربیات کمک می‌کند.

 

خلیفا و همکاران[۳۶] (۲۰۰۳) تحقیقی تحت عنوان «عوامل مؤثر بر برنامه های مدیریت دانش» به انجام رسانیده اند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل سازمانی همانند فرهنگ سازمانی، استراتژی مدیریت دانش و تکنولوژی اطلاعات بر پیاده سازی مدیریت دانش تأثیر دارند.

 

هانگ و همکاران[۳۷] (۲۰۰۵) تحقیقی تحت عنوان «عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم های مدیریت دانش در صنایع دارویی» به انجام رسانیده اند. یافته های تحقیق نشان داد هفت عامل، ساختار و استراتژی دانشی، فرهنگ سازمانی، زیرساخت سیستم اطلاعاتی، محیط و فرهنگ یادگیری، تعهد مدیریت ارشد، ارزیابی آموزش و کار گروهی، مشارکت و آموزش کارکنان، زیرساخت های پیاده سازی مدیریت دانش محسوب می‌شوند.

 

کوآن[۳۸] (۲۰۰۵) تحقیقی تحت عنوان «عوامل کلیدی مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت‌های کوچک و متوسط» به انجام رسانیده است. در این پژوهش، عوامل زیرساختی برای پیاده سازی مدیریت دانش شناسایی گردید که عبارتند از: فرهنگ سازمانی حامی مدیریت دانش به منظور تشویق همکاری بین کارکنان و ایجاد فرهنگ اعتماد که از طریق آن فرایند پیاده سازی مدیریت دانش تسهیل می شود. همچنین مشخص شد سایر متغیرهای کلیدی و زیرساختی شامل تکنولوژی اطلاعات، کمک های انگیزشی، زیرساخت سازمانی و فعالیت ها نیز بر مدیریت دانش تاثیر مثبتی دارند.

 

زعیم و تاتوگلو (۲۰۰۷) تاثیرزیر ساخت ها و فرایند های مدیریت دانش شامل تولید انتقال، استفاده، طبقه بندی و ذخیره سازی دانش می‌باشد و زیر ساخت های مدیریت دانش شامل فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و سرمایه های فکری می‌شوند. بر اساس یافته های این تحقیق مشخص شده است که فرایندها و زیر‌ساخت‌های مدیریت دانش به طور مثبت و معنا داری بر عملکرد مدیریت دانش اثر گذار است و البته تاثیر زیر ساخت ها بیشتر از فرایند های مدیریت دانش است.

 

هو (۲۰۰۸) در پژوهش خود در ارتباط میان زیرساخت های مدیریت دانش و عملکرد سازمانی، بر اساس مدل شرکت مشاوره ای اندرسون، استراتژی و رهبری، سنجش مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی و فناوری اطلاعات را به عنوان عوامل مؤثر برای اجرای مدیریت دانش انتخاب نمود. نتایج تحقیق او نشان می دهدکه در میان عوامل معرفی شده برای مدیریت دانش، استراتژی و رهبری بیشترین تاثیر را بر روی عملکرد سازمانی دارد. وجود فرهنگی که خلق دانش را در سازمان تشویق کند نیز در مرتبه دوم اهمیت قرار دارد همچنین او تأکید می‌کند برای اجرای مدیریت دانش در سازمان، محیط های کاری با فناوری اطلاعات و فرهنگی که حامی فعالیت های دانشی کارکنان می‌باشد، باید ایجاد شود و بر این اساس عوامل مؤثر را به دو دسته عوامل فنی و عوامل حمایتی طبقه بندی می‌کند.

 

نک (۲۰۰۸) نیز تحقیقی را تحت عنوان تاثیر زیر ساخت های مدیریت دانش بر رقابت سازمانی در سازمان های ویتنام انجام داده است. او در این تحقیق زیر ساخت های مدیریت دانش را به دو بخش یعنی زیرساخت های فنی(فناوری اطلاعات) و زیر ساخت های اجتماعی(فرهنگ، ساختار و افراد) تقسیم ‌کرده‌است. که زیر ساخت های فنی، شامل فناوری اطلاعات و زیر ساخت های اجتماعی شامل فرهنگ، ساختار و افراد می شود و تاثیر هر یک را بر مزیت رقابتی سازمان بررسی ‌کرده‌است وی نتیجه گیری کرد که فرهنگ بیشترین تاثیر را در کسب مزیت رقابتی پایدار دارد و با کمک فناوری اطلاعات نیز می توان بر موانع فرهنگی سازمان غالب شد.

 

شارما و همکاران[۳۹](۲۰۰۹) تحقیقی با عنوان زیرساخت های اجرای مدیریت دانش در سازمان های بهداشت و سلامت آمریکا به انجام رسانیده اند. یافته های این مطالعه نشان داد برای پایه گذاری مدیریت دانش زیرساخت های مورد نیاز عبارتند از: زیرساخت همکاری، که سازمان می‌تواند با طراحی چارچوب فرهنگ همکاری زمینه پیشرفت دانش را تعیین نماید. زیرساخت دارایی انسان، این زیرساخت مشارکت و تمایل افراد را مورد توجه قرار می‌دهد. سازمان ها باید برای افراد انگیزه ایجاد نمایند، پاداش دهند و به آموزش و بهبود کارکنان بپردازند . زیرساخت دارایی انسان کمک می‌کند تا مهارت های خاص افراد شناسایی و به کار گرفته شود. زیرساخت حافظه سازمانی؛ این زیرساخت اطمینان ایجاد می‌کند که برای هر کسی در هر زمانی اطلاعات و دانش در دسترس باشد. زیرساخت شبکه انتقال دانش، این عامل با توزیع اطلاعات و دانش مرتبط است. زیرساخت هوش سازمانی، که شامل سیستم های اطلاعاتی یکپارچه برای جمع‌ آوری و تحلیل داده ها می‌باشد.

 

۲-۴-۲- پژوهش های داخلی

 

آذری و عمویی (۱۳۸۶) نیز تحقیقی را با عنوان” عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران” با هدف بررسی عوامل فناورانه ی فرهنگی و اجتماعی بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی انجام دادند فناوری اطلاعات عامل مؤثری بر استقرار مدیریت دانش می‌باشد و با توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی و نیروی انسانی، این عوامل در این پژوهش بر استقرار مدیریت دانش تاثیر نداشته اند.

 

زارع (۱۳۸۷) مطالعه ای تحت عنوان تاثیر توانمندسازها بر فرایند مدیریت دانش در شرکت پالایش نفت اصفهان به انجام رسانیده است. در این تحقیق توانمند سازهای مدیریت دانش فناوری، ساختار و فرهنگ می‌باشند و یافته های تحقیق نشان می‌دهد که در جامعه کارکنان متغیرهای فناوری و فرهنگ رابطه معناداری با فرایند های مدیریت دانش داشته و رابطه متغیر ساختار با فرایند های مدیریت دانش معنادار نمی باشد.اما در جامعه مدیران رابطه فناوری و ساختار با فرایند های مدیریت دانش معنادار بوده ولی فرهنگ رابطه معنا داری با فرایند های مدیریت دانش ندارد.

“

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 450

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه با عنوان ارزیابی انواع وثایق در سیستم بانکی کشور با رویکرد حفظ منابع و تسهیل وصول مطالبات بانک
  • پایان نامه ارشد رشته کشاورزی : بررسی کارایی موثرترین تیمارهای قارچ Talaromyces flavus
  • پایان نامه ارشد رشته مهندسی کامپیوتر: روشی انتخابی برای راه رفتن از بغل در روبات انسان­ نما
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی: کودکان بیش‌ فعال
  • دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی : بررسی رابطه بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی با عملكرد شغلی سرپرستان
  • دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت دولتی : رتبه بندی ابعاد یادگیری سازمانی در بهره ­­وری منابع انسانی
  • پایان نامه درباره مواد مخدر/:عوارض اعتیاد
  • پایان نامه مهندسی صنایع گرایش صنایع: ارائه یک مدل شکل گیری تیم توسعه محصول جدید با سازگاری شبکه ای نیروی انسانی
  • رسالة دكتری رشتة زبان و ادبیات فارسی: بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری
  • پایان نامه ارشد رشته صنایع: بهینه سازی چندهدفی مدل جانمایی تسهیلات با سرویس دهندگان ثابت و تقاضای تصادفی مشتریان با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری
  • پایان نامه روش ای پی سی/:دلایل طولانی شدن پروژه ها
  • دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته صنایع غذایی : بررسی اثر روش خشک کردن ترکیبی بر روی خصوصیات کیفی ازگیل ژاپنی
  • پایان نامه مهندسی صنایع گرایش صنایع: برنامه ریزی عملیات ترمینال های کانتینری با استفاده از بهینه سازی شبیه سازی
  • پایان نامه ارشد مدیریت: بررسی رابطه میان سیاست سود تقسیمی، فرصت های سرمایه گذاری و تأمین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق جزا و جرم شناسی: جرم سیاسی
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق: قراردادهای اداری از منظر قواعد عمومی قراردادها
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق: آسیب شناسی فقهی قوانین حضانت
  • دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق درباره مالكیت فكری
  • سمینار ارشد رشته برق مخابرات: تاثیر بیولوژیکی امواج الکترومغناطیسی برروی بافتهای بدن
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حسابداری: بررسی تاثیر وابستگی گروهی بر روی تصمیم گیری پرداخت سودسهام در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران
  • پایان‌نامه دکتری در رشته حسابداری: مدل­بندی رابطه بین دارایی­های نامشهود و عملکرد شركت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته الهیات: آثار کلامی و متکلمان سیستان
  • پایان نامه درباره مواد مخدر/:پیشگیری قضایی اعتیاد
  • پایان نامه حقوق گرایش خصوصی: تزاحم حقوق زوجین در حقوق اسلامی
  • پایان نامه دکتری رشته جامعه شناسی نظری – فرهنگی : درباره صورتبندی میدان تولید ادبی
  • دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق : روش شناسی حقوق بین الملل با رویکرد فلسفی
  • سمینار ارشد رشته برق کنترل: طراحی و کنترل مسیر در روبات های موازی با استفاده از سیستم های هوشمند
  • دانلود پایان نامه و مقاله | ضرایب استاندارد مربوط به طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش‌بینی متغیر تعارضات زناشویی – 3
  • پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق: موارد مجاز سقط جنین و بررسی عسر و حرج در آن
  • پایان نامه رشته کشاورزی : بررسی اثر تنش خشکی بر عملکرد و برخی صفات کیفی سه اکوتیپ گیاه دارویی انیسون
  • پایان نامه ارشد مهندسی کشاورزی: اثر جیره های غذایی حاوی سطوح مختلف ویتامین های E و C بر شاخص ­های رشد و پارامترهای خونی ماهی فلاورهورن
  • پایان نامه ارشد مهندسی شیمی محیط زیست: جداسازی آمونیاک از پساب توسط بیوفیلتر
  • گرایش انسان شناسی پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اجتماعی : بررسی انسان شناختی بازنمود هویت آذربایجانی
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فناوری و دیجیتال مارکتینگ

 آموزش Animaker انیمیشن‌سازی
 درآمد از فروش دوره‌های آنلاین
 خرید لوازم عروس هلندی
 شکست مشاوره کسب‌وکار دیجیتال
 تخلیه انرژی سگ در خانه
 فروش عکس دیجیتال درآمدزا
 شاد کردن خرگوش خانگی
 استفاده از کلمات کلیدی منفی
 تغذیه بچه خرگوش‌های بیمادر
 دررفتگی دست گربه
 انتخاب حیوان خانگی بیدردسر
 بازاریابی دهان به دهان آنلاین
 درآمد دانشجویی همزمان با تحصیل
 سازگاری موبایل با وبسایت
 تنگی نفس سگ و درمان خانگی
 شستشو و اصلاح گربه
 فروش دوره‌های آنلاین سودآور
 درآمد از محصولات صوتی
 فروش کتاب الکترونیک درآمدزا
 مدیریت کانال یوتیوب
 رنگ مدفوع عروس هلندی
 رازهای عشق واقعی
 اعتمادسازی فروشگاه اینترنتی
 درمان خیانت زنان
 تغذیه سگ مالینویز
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان